Make your own free website on Tripod.com

Iranian Canadian Artist

Home
Hajiagha Poet
Painting
Iranian Music
Hajiagha Poet
Hajiagha Poet
Hajiagha Poet
Hajiagha Poets
Hajiagha Poets
Hajiagha Poets

Welcome graphic

sigma.jpg

 study painting and drawing in Tehran, shahed university , calligraphy at Iranian calligraphy society ,computer 3D Maya in Toronto and 2D animations drawing by hand in Los Angeles .

working as handyman and painter for ten years in Canada , I did not have any chance to have support in Canada over my Art from Canadian. as Canadian Citizen .

امریکا جنایت کار است جنگ طلب است در امور دیگران مداخله می کند فریب کار است هیچکس حق استفاده از هنر و نام من را در دشمنی با ایران ندارد

 


river06.jpg

با همه وجودم پرواز خواهم کرد
همچون عقابی
تا در آسمان زیبایت محو شوم
وقتی به تو رسیدم
قطره اشکی را در دامن گل دارت خواهم ریخت
تا بعد ها درختان تنومند معرفت برویند
آنجا تو خواهی دید نام من را
که جوانان عاشق حک کرده اند بر درختان
و کودکان بازی گوشی که
پنهان می کنند صمیمیت خود را
من از آسمان تنهائی ام
به زمین خشک و آفت زده  ای بر می گردم
تا سلام  عشق آسمانی های خووب را
برای  مردم مغرور زمین بخوانم
پرواز کن و برو تا پیدا کنی آسمانت را
حاجی آقا

abstract2.jpg

 
My Photography here in..
log in Discovery Channel for my new photography please
 
 

birld.jpg

  جنایت کار کسی است که حق دیگران را نادیده می گیرد و آد م  ابله کسی است که فکر می کند حقیقت است .  ثروت آفت انسانیت است و آدم روشن فکر کسی است که بیشتر عمل می کند و کمتر حرف می زند .
 

My animation class in Ottawa now close
I hops other for  timea
دفتر شعر نو حاجی آقا
Hajiagha Poets
log in new pages to read all my poets please

hajiaghacalligraphy.jpg

 
لحظه هایم پس چرا خاکستر است
من نمی دانم راز عشق را
خانه ام خاکستر است
در درون خویش نوری می بینم
من به غیر از این امیدم
هیچ من و مابقی خاکستر است
دیده گانم نمناک لحظه ها است
باز هر چه می گردم
همه خاکستر است
روزگارم همه در طوفان لحظه ها است
من گناهم این است
زندگی و لحظه یش همه خاکستر است .
غلام حسین حاجی آقا
کانادا

sunset.jpg

persiancalligraphy.jpg

دوستان اگر تمایل برگشتن به ایران را دارید اشکالی ندارد اما لطفا دنبال سیاست و ایجاد درد سر نباشید تا دولت ایران هم با شما کاری نداشته باشد. برگشتن من به ایران با مشکلی روبرو نشدم چون من هنرمند  هستم و مورد علاقه مردم و دولت ایران .  رو راست هستم اهل توطعه نیستم و انتقاد هم می کنم. فقط اگر رفتید ایران مرض از خود نریزید و دنبال درد سر نروید و انتظار نداشته باشید ایران هم بگذارد شما مرض بریزید کانادا که دهن ما را سرویس کرد و می کند و بدتر از ایران است پس لطفارو راست باشید و بی جهت به ایران گیر ندهید

wildbird.jpg

wolf.jpg

wildlife.jpg

hajiagha3.jpg

hajiagha4.jpg

hajiagha6.jpg

hajiagha7.jpg

abstract1.jpg

hajiagha9.jpg

من چه نادانم در این کوچه تنهائی ها
نه دیوار خشتی و نه آواز خروس قشنگی که
دم به ساعت بگوید
پس کو ..پس کو ...پس کو قوقولی قوقو
من هم نمی دانم کجااست
هر چه می گردم کمتر به دامنش می رسم
خسته هستم خسته از خود و درد دیگران
مرد نابینائی را می بینم
می کشد عکس گلی را بر سنگ فرش آرزوهای هوس
کودکی را می بینم که به دنبال الاغی چموش
می پرسد هوس های جوانی را
ای کاش فرش جادوئی بود و حقیقت داشت
تا بر پشت نقش هایقرمز و سبز و صفا
پرواز کنم تا ته نور
مارمولک ریزی زیر برگ پائیزی
می شما رد مروارید های آرزو هایش را
مورچه ها باری دارند می برند تا بدهند
کفشدوزک را تا بدوزد کفشی و بدهند
به آن دختر تنهای غریب
هیچ کس نیست با دقت خود تمرین کند
و بپرسد چرا قسمت ما تقسیم هوس شد
تا کجا بایداز خود بپرسم
خانه دوست کجا است


قصه عاشقی قصه ای زیبا است
پشت این سپیدار های بلند
آرزوهای من
نزدیک آن گلزارزیبا
به حقیقت پیوست
نرگس ارغوانی خندید
و آن جوجه کلاغ زشت پرسید
چرا مردم این روستا امروز رخت سیاه می پوشند 
چه جوابی بدهم
این کلاغک هنوز نمی داند رقص مرگ را
ماهی قرمز زیبای می بینم در آب
تک و تنها است
از میان دفتر شعرم
روی یک برگ می کشم عکس یک ماهی زیبا
می اندازمش به آب روان
آرزو می کنم  ماهی جان می گیرد
و ماهی قرمز تنها می خندد به من
من چقدر خوشحالم
همه خوشبخت شدند
و دیدم جوجه کلاغ زشت را که بزرگ می شود
تا صابون دختر زیبای همسایه را ببرد
پنجره آسمان دلم آبی است
ودر گوشه آن عنکبوت بازی گوشی
به اندازه همه خوبی ها تار می بافد
شاید رقص زیبای دلم
و تار قشنگ عنکبوت بازی گوش
ترا به دام اندازد
حاجی آقا

دل آدم نگران سفری خواهد بود
تا سرانجام گناهان من
منتظر خواهم ماند
و سلام گرم خود را
می نویسم هر روز
می گذارم درون بطری خالی
می اندازمش به دریای خروشان
تا زمانی اگر آدم نگرانی خسته آمد
و نشست کنار امواج خروشان دریا
بتواند سلام من را بخواند
لبخندی بزند
امیدوار شود
و روی کاغذ رنگ پریده این کلمات را زمزه کند
خداوند زیبا است پس شکر گذار باش که هنوز هستی و آنها رفتند

چرا حالم را نمی پرسند آدم ها
حکایت های سخت می بینم
و سرگردانی آدم
نفس هایم می گیرید
اشعارم همه در خونم می رقصند
چرا آدم ها از کور عصا می دزدند
در این دنیای وحشت ناک غربی
تمدن بوی خون و انگل های سگان مرده ای دارد
چرا حالم را نمی پرسند آدم ها
خدای دارم و ذوقی
و رنگ های قشنگی که بوی محبت دارند
من نفس هایم می میرد به آرامی
کسی نیست قفسم را باز کند
و من را آزاد
حاحی آقا از کانادای لعنتی

باید از رفتن گل پرسید
مهربانی را دید
رفت و رفت تا خورشید را پیدا کرد
و از شاخه نوری خواست
باید از رشته افکار حقیقت فرشی بافت
سبز و قرمز و مهتابی و آبی
دل خود را خالی کرد
ز درد کینه های عجیبی
که خون خوار زمان خواهد شد
باید از پروانه و  رنگ های قشنگش پرسید
زندگی را پرسید
رفت و رفت و رفت تا چشمه ایثار را نوشید
یک ملخ می می بینم
یکه وتنها وفریادبلندش
جیر جیر جیر
تو چه می خواهی که فبیاد بلندتو
هنوز هم درسبزه ها می پیچد ؟
ساکت باش
نپرس چون حقیقت
در این شهر عجیب
رنگ خون دارد
حاجی آقا

هوا می سوزد و نفسم
در درونم آ تش تورا دارد
چه زمان خسته ای است
که دیدن سنگ قبر آرزو هایم را می بوسم
هر چند اکنون صبح است
اما ترس بودن و جنگ با نامردان زمان
واین همه زخم در جانم
پاره پاره پیکرم سخت می سوزد
زمین زیر پایم لجن زار است
عشق درزندان و کینه در دل ها است
پس چه باید کرد در این دریای طوفانی
امواج بلند نادانی می کوبند بر این زورق کوچک من
افق در درد و رنگ خون دارد
مادران چادران خودرا در حسرت نیاز می شویند
شاید لکه های جهل و نادانی برود
با آمدن بهار
حاجی آقا

Watch my shorts movies and documentary from here

-

اشعار ایرانیان شاعر را از اینجا وارد شوید

Michael Dumas Wild Life Artist http://www.caroun.com/

رمز دوستی عشق است
باید از خوبی ها خانه ای ساخت
ودر آن جای گرفت
باید از ایوانش نرگسی های قشنگی آویخت
تا همه مردم شهر و روستا
با بوئیدن بشوند عاشق عاشق
باید از خود گذشت
مثل رودی بود که دائم می گذرد
مهربان است با دشت
برکت را برد سر سفره نیک اندیشان
باید این فاصله ها را کم کرد
مهربان بود با مردم
گندمی کاشت و درو کرد
و سپس نانی پخت خوش بو
باید مهمانی داد
کودکان را داد نانی و نپرسید از آنان
که چرا گنبد مسجد سبز شد
و نباید فریاد زد سر مردم خوبی که همه در گیرند
 باید ایمان داشت
و خدا را دید پای آن نرگسی های بلند
مهربانی است
لطف است
و طبیعت را دید که چه زیبا است
باید چشم باز کرد
خندید و خشم را نابود کرد
باید رفت جا نماز مادر را گشود
بو کرد و خدا را سجده
که هنوز وقت کافی است
تا مهربانی کردبا مردم
حاجی آقا

من نمی دانم چقدر باقی است
تا افسانه زیبای خودم را
بنویسم با غم
منتظر می مانم
شاید وقت فردا
نوبت من باشد
رنگ های قشنگی دارم
من نقاش تنها
نیمه های شب با نگاهی خسته
می پرسم تو را
این زمان هر چند سخت خواهد بود
باز می گذرد و باز می گذرد بر من
چه حصار های بلندی دارد این شهر
همه رنج ها که مانده بر من
می شود نا قوص مرگ من
من و  این رنگ های قشنگ
تا زمان تنهائی
انتظار قدمت را خواهیم داشت
حاجی آقا

سفریباید رفت
پشت این جالیزار
دختر زیبائی است
و کنار من نقاش فقیر
روزگاری سخت
دفتر شعری دارم و دنیای قشنگی
که همه پر شده از نیلوفر و سوسن و گل های قشنگ
وقت پروازم همه را در حسرت خود می بینم
چه عجب بود این حادثه ها
شعر هایم همه در غم
رفتارم زیر آوار حوادث
هیچ کس نپرسید چرا خسته شدم
شب پرواز حقیقت که رسید
نوری خواهم شد
و ذره خاکی
تا روزی که گل های صنوبر بروید بر خاکم
صبر خواهم کرد
برویم دیدار حقیقت
بپرسیم همسایه خودرا
بدهیم پیرمرد را نانی
نپرسیم ز گناهان مردم
هر کسی راه حقیقت برود
بیدار است
و می داند عشق زیبا است
من صنوبر خواهم شد
روی آب روانی
تا منزل معشوقم راه درازی دارم
حاجی آقا

چه هوای غلطی دارد این شهر
این همه آدم تنها
به دنبال کسی می گردند
همه دنبال جوابی هستند
همه سر ها به گریبان است
و درون سینه های غم زده شان
آرزو های قشنگی می میرد
زیر این سایه شهر
هیچ کس نیست بپرسد تو را
هیچ آدم بیداری نیست
تا وقت اذان صبح
بشمارد دانه های مهر را
همه از هم می ترسند
چه درختان بلندی
آسمان رنگ خون دارد
آشنائی نیست
من در این جاده تنهائی خود
بدنبال نور قشنگی هستم
شاید آن بالا تر
پای آن کوه بلند
مهربانی باشد
 و تصویر حقیقت در آب
برویم سراغ تک درخت خود
تا در این سوزش سرما
برگ هایش وقتی می ریزند
تنها نباشد
حاجی آقا ...کلونا ایالت بی سی کانادا

Ted_hajiagha@yahoo.com

world map hits counter
map counter

حرفی برای گفتن دارید بفرمائید
بازدید کننده محترم